شیـرینش بغض میکند ناخن خوار شده است دلگـیـر است دستآنش میلـرزد اتانول میبلعـد خیرـه ی خیرس بـ…. . . . بگذریـم… اسم او دیگــر فرـهـآد نیست جلآد استــ….
تلخـی کن شیریــنم….