|
Romans |
|||
|
می ترسم از اینکه
روزی
یک جایی , من و تو
خیلی دور از هم
شب و روز در آغوش یک غریبه
بی قرار هم باشیم
و بعد از هربار هم آغوشی
به یاد آغوش هم بی صدا گریه کنیم.. می ترسم از اینکه
می ترسم از اینکه روزی یک جایی , من و تو خیلی دور از هم شب و روز در آغوش یک غریبه بی قرار هم باشیم و بعد از هربار هم آغوشی به یاد آغوش هم بی صدا گریه کنیم.. روزی
یک جایی , من و تو
خیلی دور از هم
شب و روز در آغوش یک غریبه
بی قرار هم باشیم
و بعد از هربار هم آغوشی
به یاد آغوش هم بی صدا گریه کنیم..
پيوندها نويسندگان |
|||
|
|