دلتنگي ام را چگونه با دستان خالي محبت
تقسيم کنم ...؟
هنگامي که بغض ، بيرحمانه بر گلويم
چنگ انداخته
و اشک معصومانه معبد چشم را ترک
ميکند به اميد يافتن دستان تو