|
Romans |
|||
|
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: 22:44 :: نويسنده : too123
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد . دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعرهای خوشی چون پرنده ها میخواند... آرام اشک میریزم تا سکوت این خلوت عاشقانه نشکند. در خلوت تنهایی ام برای دل خویش مینویسم ، نوشته هایی که شاید یادگاری باشد از روزهایی که همدمی نبود مرا تا سر بر شانه هایش گذارم و ناگفته هایم را برایش بازگویم
پيوندها نويسندگان |
|||
|
|