|
Romans |
|||
|
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: 22:39 :: نويسنده : too123
روزی اگر رفتم سفر دلواپسم باش روزی که رفتم بی خبر دلواپسم باش گر از زبانم حرف عشق افتاد برخيز شعرم اگر شد بی شرر دلواپسم باش من با درختان دوستم همريشه هستم در دست من ديدی تبر دلواپسم باش خو کرده ام با درد و اين چيز بدی نيست بی درد ، سر کردم اگر دلواپسم باش وقتی که شادم شک بکن در شادی من وقتی که شادم بيشتر دلواپسم باش ديدی اگر * آنتی* شده آرام آرام آن وقت عزيز از هر نظر دلواپسم باش !
پيوندها نويسندگان |
|||
|
|