راز من و تو...
 
Romans
 
 
چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: 22:16 ::  نويسنده : too123

 

 
 

خدایا من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم،

 

 

همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد می آید سراغت.

 

من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشمهایش

 

را می بندد و می گوید:«من این حرفها سرم نمی شود،باید دعایم را

 

مستجاب کنی.»

 

همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند،

 

همانی که نمازش را می خواند و روزه می گیرد ولی بعضی وقتها

 

تو این دنیای بی معرفت به خاطر اینکه با احساسش بازی شده،

 

بدجنس می شود.از مردم بدش می آید.البته گاهی هم خودخواه

 

گاهی هم...حالا یادت آمد من کی هستم؟

 

امیدوارم بین این همه آدمی که داری ،بتوانی من یکی را تشخیص

 

بدهی .البته می دانم که مرا خیلی خوب می شناسی.تو اسم مرا می دانی

 

می دانی کجا زندگی می کنم و...

 

خدایا اما من هیچ چی از تو نمی دانم.هیچ چی که دروغ است،چرا،

 

یک کمی می دانم،اما این یک کمی خیلی کم است.راستش من مدتهاست

 

که می خواهم چیزهایی برایت بنویسم .البته من همیشه با تو حرف زده ام

 

باز هم حرف می زنم اما راستش چند وقتی است که دوست دارم عوض بشم.

 

دوست دارم بهتر باشم من یه عالم سؤال دارم،سؤال هایی که هیچکس جوابش

 

را بلد نیست .دوست دارم تو جوابم را بدهی .راستی یادت باشد این وبلاگ

 

یک راز است خدا ، راز من و تو

 



بهمن 1393 آذر 1393 مرداد 1393 تیر 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید,دانلود اهنگ

دریافت کد :: صداياب