|
Romans |
|||
|
دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 09:57 :: نويسنده : too123
را نمیسازد کس مانده ام در کوچه های بی کسی بهترین دوستم مرا از یاد برد سوختم خاکسترم را باد برد بر سنگ مزارم بنویسید که بیدار نبود او خفته به خاک از غم بسیار نبود بر سنگ مزارم بنویسید که هنگام سفر عاشق شده و در تب دیدار نبود آنگاه که در گور نهادند مرا همه دانند به جز قسمت و اجبار نبود برسنگ قبرم بنویسید خسته بود اهل زمین نبود نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود چشمان او که دائماً از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود
پيوندها نويسندگان |
|||
|
|