من ترجیح میدهم درخیابان راه بروم
وبه خدافکرکنم
تااینکه درمسجد
به کفش هایم فکرکنم
من غمگین بودم که چرا
کفش نداشتم
اتفاقامردی رادیدم که
پانداشت