|
Romans |
|||
|
اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار
اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم... بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت خاکسترسرد پنهان کنی پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم کمی بهم سر بزن بی معرفت (عشقم )
دوشنبه 01 خرداد 1391 :: 11:33 :: نويسنده : too123
تقدیم به کسی که اسمش از دفتر عشقم کم کم داره خط می خوره و محو میشه
حتما فکر می کنیداین یه پل چوبی معمولی بیش نیست ولی شما اشتباه می کنید این یه پل معمولی نیست این پله عشقه اگه پات توی یکی از این چاله هاش گیر کنه بیرون ازش اومدن سخته ولی من که نمی دونم چرا با این که پام توی حتی یکی از چاته هاش گیر نکرده باید تنها بمونم تنهای تنهای تنهاچرا ؟؟؟؟؟؟ این روزا وشبا خیلی آرومم !
از ترس آرومم ! مثه یه بچه که از ترس یه گوشه کز کرده و صداش در نمیاد! ![]() عاشقانه نوشتم تاعاشقانه بخوانند
چه زود ازم خسته شدی چه زود از یاد بردی منو چه زود یکی دیگه اومد جامو گرفت تو دل تو بهم وفا نکردی و تیشه زدی به قلب من منو به غم نشوندی و گذشتی از کنار من نمیدونم به جرم عشق یه عمره که زندونیم توی آتیش غم تو یه عمره دارم میسوزم چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 :: 20:36 :: نويسنده : too123
سلام نمي دونم خوبي يا نه اما اميدوارم خوب باشي و هميشه خوشحال...ديروز خيلي دلم تنگ شده بود مي خواستم بيام برات بنويسم اما انقدر حالم بد بود كه نتو نستم.تمام ديروز و تب داشتم و داشتم ميمردم
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 :: 20:35 :: نويسنده : too123
خيلي دلتنگم..فقط دارم تحمل مي كنم.هر روز به خودم مي گم تموم شده..اما كو دلي كه باور كنه...
پيوندها نويسندگان |
|||
|
|