Romans
 
Romans
 
 
سه‌شنبه 21 شهریور 1391 :: 11:57 ::  نويسنده : too123

امتحان عشق


در جلسه امتحانِ عشق
من مانده‌ام و یک برگۀ سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی..
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی‌شود!
در این سکوت بغض‌آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می‌کند!
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می‌کشد!
عشق تو نوشتنی نیست..
در برگه‌ام، کنار آن قطره، یک قلب می‌کشم!
وقت تمام است.
برگه‌ها بالا 




سه‌شنبه 21 شهریور 1391 :: 11:57 ::  نويسنده : too123

اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفای بی مروت
غمم دادی و غمخوارم نکردی سروکارت به فردای قیامت.

 .

.

دیگه یار نمی خوام وقتیکه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟

 .

.

همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بیصدا باختی!

 .

.

از ما که گذشت ! ولی به دیگری ، موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند 


 

 



سه‌شنبه 21 شهریور 1391 :: 11:54 ::  نويسنده : too123

فراموشت نمی کنم آنگاه که برای آخرین بار از من پرسیدی:من و زندگیت یکی را انتخاب کن و من زندگی خود را انتخاب کردم و تو رفتی.بی آنکه بدانی تو تمام زندگیم بودی...

...



دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 12:38 ::  نويسنده : too123

سلام به همه دوستان عزیزم

ازتون یه خواهش دارم

من امسال پشت کنکوریم رشته تجربی اگه خدا بخواد میخوام پزشکی هسته ای بخونم

اگه کسی مطالبی داره در مورد درسا که منو بتونه در درسام کمکم کنه و شیوه ای بلد

اگه بهم بگه خیلی ممنونش میشم منتظر کمک شما دوستای عزیزم هستم.

انشالله که امسال همه به رشته مورد نظرشون برسن



دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 10:04 ::  نويسنده : too123

فاتحه ای چو آمدی بر سر ی خسته ای  بخوان

لب بگشا که میدهد لعل  لبت  به مرده جان

آنکه به پرسش آمدو فاتحه خواند و میرود

گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان ….

بگویید بر گورم بنویسند زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت.

مهربون بود ولی مهر نورزید.

طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد.

در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت.

در زندگی احساس تنهایی نمود ولی هرگزدل به کسی نداد.

و خلاصه…

بنویسید “زنده بودن را برای زندگی دوست داشت، نه زندگی را برای زنده بودن



دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 10:01 ::  نويسنده : too123

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست

داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند

همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد

Picture of Fire / Flame Texture - Free Pictures - FreeFoto.com



دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 09:57 ::  نويسنده : too123

 

مرگ, نوشته های سنگ قبر, سنگ نوشته ها, نوشته های روی سنگ قبر 

سنگ قبرم

 

را نمیسازد کس

مانده ام در کوچه های بی کسی

بهترین دوستم مرا از یاد برد

سوختم خاکسترم را باد برد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بر سنگ مزارم بنویسید که بیدار نبود

او خفته  به خاک  از غم  بسیار  نبود

بر سنگ مزارم بنویسید  که هنگام سفر

عاشق شده و در تب دیدار نبود

آنگاه که در گور نهادند مرا

همه دانند به جز قسمت و اجبار نبود


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 

برسنگ قبرم بنویسید خسته بود اهل زمین نبود نمازش شکسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود چشمان او که دائماً از اشک شسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 

 



دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 09:46 ::  نويسنده : too123

از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.

[Image: fmapz89qsseckk1rmub9.jpg]



دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 09:44 ::  نويسنده : too123


[Image: zf7bjqz42pwi5d9m6t.jpg]


یا ابوالفضل :

آموخته ایم از تو وفاداری را **** خون تو نوشت معنی یاری را

ای کاش که آب کربلا می آموخت *** آن روز زچشمت آبرو داری را


دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 09:41 ::  نويسنده : too123
[Image: jy51uyke8rhzqtoo98.jpg]

بعضی وقت ها سکــــــوت میکنی چون آنقدررنجیده ای که نمی خواهی حرفی بزنی.
بعضی وقت ها سکــــــوت میکنی چون واقعاحرفی واسه گفتن نداری
گاه سکــــــوت یه اعتراضه
گاهی هم به انتظار
اما بیشتر سکــــــوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو در وجودت داری توصیف کنه
 


بهمن 1393 آذر 1393 مرداد 1393 تیر 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید,دانلود اهنگ

دریافت کد :: صداياب