|
Romans |
|||
|
امتحان عشق
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفای بی مروت . دیگه یار نمی خوام وقتیکه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟ . همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بیصدا باختی! . از ما که گذشت ! ولی به دیگری ، موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند
فراموشت نمی کنم آنگاه که برای آخرین بار از من پرسیدی:من و زندگیت یکی را انتخاب کن و من زندگی خود را انتخاب کردم و تو رفتی.بی آنکه بدانی تو تمام زندگیم بودی...
سلام به همه دوستان عزیزم ازتون یه خواهش دارم من امسال پشت کنکوریم رشته تجربی اگه خدا بخواد میخوام پزشکی هسته ای بخونم اگه کسی مطالبی داره در مورد درسا که منو بتونه در درسام کمکم کنه و شیوه ای بلد اگه بهم بگه خیلی ممنونش میشم منتظر کمک شما دوستای عزیزم هستم. انشالله که امسال همه به رشته مورد نظرشون برسن
فاتحه ای چو آمدی بر سر ی خسته ای بخوان لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان آنکه به پرسش آمدو فاتحه خواند و میرود گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان …. بگویید بر گورم بنویسند زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت. مهربون بود ولی مهر نورزید. طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد. در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت. در زندگی احساس تنهایی نمود ولی هرگزدل به کسی نداد. و خلاصه… بنویسید “زنده بودن را برای زندگی دوست داشت، نه زندگی را برای زنده بودن دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 10:01 :: نويسنده : too123
مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
دوشنبه 20 شهریور 1391 :: 09:57 :: نويسنده : too123
را نمیسازد کس مانده ام در کوچه های بی کسی بهترین دوستم مرا از یاد برد سوختم خاکسترم را باد برد بر سنگ مزارم بنویسید که بیدار نبود او خفته به خاک از غم بسیار نبود بر سنگ مزارم بنویسید که هنگام سفر عاشق شده و در تب دیدار نبود آنگاه که در گور نهادند مرا همه دانند به جز قسمت و اجبار نبود برسنگ قبرم بنویسید خسته بود اهل زمین نبود نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود چشمان او که دائماً از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.
![]() یا ابوالفضل : آموخته ایم از تو وفاداری را **** خون تو نوشت معنی یاری را ای کاش که آب کربلا می آموخت *** آن روز زچشمت آبرو داری را ![]() بعضی وقت ها سکــــــوت میکنی چون آنقدررنجیده ای که نمی خواهی حرفی بزنی.
بعضی وقت ها سکــــــوت میکنی چون واقعاحرفی واسه گفتن نداری
گاه سکــــــوت یه اعتراضه
گاهی هم به انتظار
اما بیشتر سکــــــوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو در وجودت داری توصیف کنه
پيوندها نويسندگان |
|||
|
|