Romans
 
Romans
 
 
سه‌شنبه 27 فروردین 1392 :: 13:57 ::  نويسنده : too123

خدایا تو حالم را بهتر میدانی

که عزرائیل شاهد ِ آخرین نفس هایم نخواهد بود

نقطه انجماد دلم عجیب پایین آمده

فقط با یک نگاه سرد یخ می زند تمام ِ وجودم

و کات میدهد کارگردان ِ این " عصر یخبندان "

...


 



سه‌شنبه 27 فروردین 1392 :: 13:53 ::  نويسنده : too123

 

نهایت هر چیزی همان ۱۰ تا بود

از بابا بستنی می خواستم ۱۰ تا می خواستم

مامانو ۱۰ تا دوست داشتم

خلاصه دنیا همین ۱۰ تا بود و این ۱۰ تا خیلی قشنگ بود‌

ولی حالا نمی دونم ته دنیا چقدره؟

نهایت دوست داشتن چقدره؟

انگار خیلی حریص شدم ۱۰ تا بستنی هم کفافمو نمیده

اما می خوام بگم دوستت دارم

می دونی چقدر؟

به اندازه همون ۱۰ تای بچگی

 



سه‌شنبه 27 فروردین 1392 :: 13:50 ::  نويسنده : too123

 

به خاطر خودت عاشق باش

مردی جوان پریشان و آشفته نزد شیوانا آمد و با حالتی زار و به هم ریخته گفت: “به هر کسی محبت می‌کنم جوابم را با گستاخی و بی‌احترامی می‌دهد و از مهربانی من سوء استفاده می‌کند و نمک می‌خورد و نمکدان می‌شکند. شما بگویید چه کنم! آیا طریق مهر و محبت را رها سازم و همچون خود آنها بی‌رحم و خودپرست شوم و به فکر منافع خودم باشم؟!”

شیوانا با لبخند گفت:
“وقتی کسی به دیگری محبت می‌کند و در حق انسان‌های اطراف خودش مهربانی و شفقت به خرج می‌دهد این کار را فقط به خاطر آن‌ها انجام نمی‌دهد بلکه اولین فردی که از این عمل مهربانانه نفع می‌برد خود شخص است که احساسی آرامبخش و متعالی وجودش را فرا می‌گیرد و برکت و شادی و
عشق در وجود و زندگی او گسترش می‌یابد.

اگر آن‌ها جواب محبت را با فریب و دغل می‌دهند و از مهربانی تو سوء استفاده می‌کنند، تو هرگز نباید فضای پاک و آرام و باصفای دل خود را به خاطر افرادی این چنینی تیره و تار کنی. هرچه اطراف تو را فریب و نیرنگ بیشتر فرا گرفت، تو به خاطر خودت و به خاطر آرامش و تعالی روح و روان خودت عاشق‌تر بمان و چراغ مهربانی را در دل خود خاموش نکن.

در واقع به خاطر خودت هم که شده همیشه عاشق بمان!”



پنج‌شنبه 22 فروردین 1392 :: 12:17 ::  نويسنده : blackrose

 به چه می خندی تو؟

به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟
یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت وخاکستر کرد؟
به دل ساده ی من می خندی...
خنده دار است بخند....



پنج‌شنبه 22 فروردین 1392 :: 12:13 ::  نويسنده : blackrose

 دنیا را بد ساخته اند!

کسی را که دوست می داری ، تو را دوست ندارد

کسی که تو را دوست دارد ، تو دوستش نمی داری

اما کسی که تو دوستش می داری و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آیین زندگی به هم نمی رسند،

و این رنج است!

زندگی یعنی این ...!!

 



سه‌شنبه 20 فروردین 1392 :: 13:49 ::  نويسنده : too123

آری

آغاز دوست داشتن است

 گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن

زیباست

 



سه‌شنبه 20 فروردین 1392 :: 13:47 ::  نويسنده : too123

                                    

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .

بيدار باش من با سبدي پر از بوسه ميآيم و

آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم

 تا بداني اي خوبم دوستت دارم

فدای مهربونی های عشقم

 



سه‌شنبه 20 فروردین 1392 :: 13:41 ::  نويسنده : too123



سه‌شنبه 20 فروردین 1392 :: 13:41 ::  نويسنده : too123

 

آب می‌خواهم سرابم می‌دهند
عشق می‌ورزم عذابم می‌دهند
خود نمی‌دانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکردی آفتاب؟
خنجری بر قلب بيمارم زدند
بيگناهی بودم و دارم زدند
سنگ را بستند و سگ آزاد شد
يک شب داد آمد و بيداد شد



ادامه مطلب ...


با سلام خدمت تمامي دوستان عزيزي كه نسبت به من انقدر ابراز محبت داشتن و دارن.راستش من نمي خواستم به اين زودي مطلبي بذارم اما ديشب حرف هاي كسي رو كه به اندازه تمام دنيا دوستش دارم رو شنيدم  كه منو حسابي بهم ريخت كاري كرد كه نتونستم تا صبح بخوابم وفقط كارم شده بود گريه و ناراحتي.باید بگم امروز كلا روز بدي برام بودو اينم از امشب كه اين حرفارو شنيدم دارم مي تركم....

خدايـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا من چكاری مي تونم برای دوستم بكنم؟ما كيلومتر ها باهم فاصله داريم و من اينجا هيچ كاري از دستم برنمياد كه براش انجام بدم هرچي هم كه التماس كنم كه نمي شنوه هرچي ازش خواهش كنم كه نمي شنوه!!من بايد چكار كنم خداجونم؟؟؟؟الان تنها كاري كه به ذهنم رسيد اين بود كه اين مطلب رو تو وبلاگم بذارم .دوست من،نمي دونم الان بايد چكار كنم با حرفايي كه ديشب زدي داري داغونم مي كني

خدايــــــــــــــــــــــــــــا كمكش كن كمكش كن كه تو زندگيش موفق باشه .من كاملا شرايطش رو درك مي كنم و با حرفایی که زد مي دونم چي ميگه و چي ميكشه اما اين راهش نيست...

خدايا مگه نگفتی " بخوانبد مرا تا اجابت کنم شما را " ما حديث داريم كه گفتن هر كس تورو به پنج تن آل عبا قسم بده و فبل و بعد از حاجتش يه صلوات بده غير ممكنه كه حاجتش رو برآورده نكني حالا من با دل شكسته و چشماي پر از اشك اومدم در خونت و دارم ملتمسانه تورو قسم ميدم به پنج تن كه كمكش كني.تورو به بزرگيت قسم زندگيشو بهش برگردون.خدايـــــــا اون كه هيچ گناهي مرتكب نشده چرا انقدر بايد عذاب بكشه؟؟؟؟؟خدايـــــــــــــــــــــــــــــــــا چرا صدامو نمي شنوي؟؟؟؟دارم می ترکم خدا....اگه صدامو مي شنوي كمكش كن فقط همين...خواهش می کنم خدا جونم...

حالا از تمامي شما دوستان عزيزم خواهش مي كنم براي اين دوست مهربان و خوب من دعا كنيد و هربار كه تو نمازتون دعا مي خونيد حتما حتما ازتون خواهش مي كنم براي دوست من هم دعا كنيد كه دوباره اون آرامش قبل رو تو زندگيش بدست بياره ازتون خواهش مي كنم به عنوان به دوست وخواهركوچكتر مي خوام كه براش دعا كنيد.حالم اصلا خوب نيست دارم داغون ميشم.دلم نمي خواد زنده بمونم و شاهد پر پر شدنش باشم.خدايـــــــــــــــــــــــــــا....

               خدایِِِِِِِِِِــــــــــــــــــــــــــا كـمـكـش كـــــــــــن....



بهمن 1393 آذر 1393 مرداد 1393 تیر 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید,دانلود اهنگ

دریافت کد :: صداياب