Romans
 
Romans
 
 

❤وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی!..❤

تَلخــــے ِ اَلكُل و بـِــﮧ جون میخرم فقط بـِخاطرِ اینكـِــﮧ مُوقع ِخوردنَش بـِگم:میزَنَم بـِسَلامَتـــــے ِ كَســـــے كِــــﮧهیچوقت نَفهمید چـِقدردوستـَــــــشْ دارَم....
ﺩﻟــــﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺳـــﻮﺧﺖ
ﻭﻗﺘـــﯽ
ﺻﺪﺍﻡ ﮐﺮﺩﯼ ...
ﺷﻤﺎ



پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 :: 09:00 ::  نويسنده : too123

در پاسخ نامه ام گل یخ دادی

 هربار مرا وعده دوزخ دادی

یک بار برو کلاس خیاطی عشق

شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی



سه‌شنبه 08 اسفند 1391 :: 20:44 ::  نويسنده : too123

 

وقتی با منی دنیا همش مال منه.

وقتی باشی مواظبم خیالم از همه چیز راحته



 



سه‌شنبه 08 اسفند 1391 :: 20:41 ::  نويسنده : too123

اگر میدانستی که چه طعمی دارد

خنجر از دست عزیزان خوردن

از من خسته نمی پرسیدی که چرا 

تنهایی

خدایا ما را به راه راست

هدایت فرما ،

اگر نشد راه راست

را به سمت ما کج فرما



سه‌شنبه 08 اسفند 1391 :: 20:38 ::  نويسنده : too123

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم.خداحافظ ،

 ولی هرگز نخواهی رفت از یادم.خداحافظ ،

و این یعنی در اندوه تو می میرم.در این تنهایی مطلق ،

 که می بندد به زنجیرم.و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد.

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد.چگونه بگذرم از عشق ،

 از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟خداحافظ ،

تو ای همپای شب های غزل خوانی.خداحافظ ،

به پایان آمد این دیدار پنهانی.خداحافظ ،

بدون تو گمان کردی که می مانم.خداحافظ ،

بدون من یقین دارم که می مانی !!!



سه‌شنبه 08 اسفند 1391 :: 20:33 ::  نويسنده : too123

عاشقت خواهم ماند

 بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت

 بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت

بی هیچ گمانی گوش خواهم داد

بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست

بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد

بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد



سه‌شنبه 08 اسفند 1391 :: 20:31 ::  نويسنده : too123

زن به شوهرش ميگه :

مي خواي دفتره يادداشتت باشم

 تا هميشه همراهت باشم ؟

 مرد جواب میده :

عزيزم سر رسيدم باش

تا هر سال عوضت کنم !

http://uploadtak.com/images/z562_Www.jpg



سه‌شنبه 08 اسفند 1391 :: 20:27 ::  نويسنده : too123

ای دوست به جز عشق تو

در سر من هوسی نیست

.جزنقش تو بر صفحه ی دل

نقش کسی نیست

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



دوشنبه 07 اسفند 1391 :: 15:34 ::  نويسنده : too123

 

 

 

عشق همچون سکه اي درون قلک است که مي افتد. اگر بخواهي آن را از قلک بيرون بيآوري نياز به شکستن قلبت است

 

 

 

 

 

همچون درختي که برگهايش را مي ريزد کلماتم را بر زمين ريختم باشد که انديشه هاي نا گفته ام در سکوت تو بشکفد  

 

دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است  

 

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم  

 

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
 

 

 

 

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
 

 

 

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است


دوشنبه 07 اسفند 1391 :: 15:25 ::  نويسنده : too123

گـآهـــے פـرفـهــآ وزטּ  نــבآرنـב

ريـتمــ  نــבآرنـב

 
آهـنـگــ نــבآرنـב

امـآ פֿـوبــ گــوشـ ڪـטּ...

בرב בآرنـב!!!



بهمن 1393 آذر 1393 مرداد 1393 تیر 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید,دانلود اهنگ

دریافت کد :: صداياب