Romans
 
Romans
 
 
چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 13:20 ::  نويسنده : too123

لحظه ديدار نزديك است

 باز من ديوانه ام، مستم

باز مي لرزد، دلم، دستم 

باز گويي در جهان ديگري هستم

هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ !

 هاي ! نپريشي صفاي زلفکم را، دست!

 آبرويم را نريزي، دل !

ای نخورده مست !

لحظه ديدار نزديك است .



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 13:17 ::  نويسنده : too123

بـا سـَــر زَمــــین خــــوردَمــــــ ،

چــِــرا دلـــَــــم شـِــکــَـســت ؟!؟!



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 13:16 ::  نويسنده : too123

 

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 13:15 ::  نويسنده : too123

یکی بود ، یکی نبود

یکی بود یکی نبود ، من بودم و تو نبودی ،
زیر سقف اتاق تنهایی ، تو را میخواستم و رفته بودی
یکی عاشق بود ، یکی بی وفا ،
من مثل شیشه شکستم و تو خرده شیشه ها را گذاشتی زیر پا
یکی به انتظار ، یکی بی خیال ،
من در انتظارت نشستم و تو شدی حسرتی در این انتظار
یکی بود یکی نبود ، من بودم و تو رفته بودی ،
برای پیدا کردنت هیچ ردپایی از خودت نگذاشته بودی
یکی چشمهایش پر از اشک شده ، یکی به جرم دلشکستن فراری شده
یکی اینجا باز هم عاشق است ، یکی در حال فراموش کردن است!
دلم به هوای تو ، بی هوا ، سر به بیابان گذاشته ، اما نمیداند که دیگر کار از کار گذشته
، دیگر دلت از خط پایان گذشته و این منم که هنوز به آخر قصه نرسیده ام
جا مانده ام  در قصه ای که حکایت از مجنونی تنها دارد ، این قصه دیگر همچو آغازش جایی برای لیلی بی وفا ندارد !
سرانجام همه دلتنگی ها ، همه آن قول و قرارها همین بود ، فاصله من و تو بین آسمان و زمین بود
تو پرواز کردی و من خاک شدم ، مثل یک قطره آب در وسعت یک کویر خشک گرفتار شدم…
یکی بود یکی نبود ، من بودم و تو نبودی ، تا چشم بر روی هم گذاشتم ، برای همیشه از کنارم رفته بودی…



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 13:12 ::  نويسنده : too123

 

 

 

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند،گفته بودم مردم اینجا بدند


دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست،آن عزیزت عهد و پیمانت شکست


دیدی ای دل در جهان یک بارنیست،هیچکس در زندگی غمخوار نیست


دیدی ای دل حرف من بیجا نبود،از برای عشق اینجا جا نبود


نوبهار عمر را دیدی چه شد؟زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟


دیدی ای دل دوستیها بی بهانست،کمترین چیزیکه می یابی وفاست...



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 13:09 ::  نويسنده : too123

كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ....

كار ما شايد اين است....

كه در افسون گل ....

سرخ شناور باشيم....

                ܓ✿  رز سرخ ܓ✿



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 12:42 ::  نويسنده : too123

دعوتم کن به یه بوسه گوشیه دنج یه رویا.من میخام با تو بمونم از الان تا ته رویا.من میخام باشم کنارت با همین رویا بمیرم.من میخام بمیرم اما دستاتو توی دستام بگیرم.واسه به تو رسیدن این همه شب رو دویدم.خسته از طلوع فردا شب به شب خوابتو دیدم

ر



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 12:37 ::  نويسنده : too123
Click here to enlarge
 
غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن
 
دلت را بتکان
 
اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین
 
Click here to enlarge
 
بگذار همانجا بماند
 
فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش
 
قاب کن و بزن به دیوار دلت …
 
Click here to enlarge
 
دلت را محکم تر اگر بتکانی
 
تمام کینه هایت هم می ریزد
 
و تمام آن غم های بزرگ
 
و همه حسرت ها و آرزوهایت …
 
Click here to enlarge
 
باز هم محکم تر از قبل بتکان
 
تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!
 
Click here to enlarge
 
حالا آرام تر، آرام تر بتکان
 
تا خاطره هایت نیفتد
 
تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟
 
خاطره، خاطره است
 
باید باشد، باید بماند …
 
Click here to enlarge
 
کافی ست؟
 
نه، هنوز دلت خاک دارد
 
یک تکان دیگر بس است
 
تکاندی؟
 
دلت را ببین
 
چقدر تمیز شد… دلت سبک شد؟
 
Click here to enlarge
 
حالا این دل جای “او”ست
 
دعوتش کن
 
این دل مال “او”ست…
 
همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا
 
Click here to enlarge
 
و حالا تو ماندی و یک دل
 
یک دل و یک قاب تجربه
 
یک قاب تجربه و مشتی خاطره
 
مشتی خاطره و یک “او”…
 

Click here to enlarge



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 12:12 ::  نويسنده : too123

در زندگی بارون نباش که فکر کنند

 با منت خودتو به شیشه می کوبی

ابر باش تا منتظرت باشن که بباری



چهارشنبه 19 مهر 1391 :: 11:55 ::  نويسنده : too123

╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
(..')/♥    ♥('..)
.\♥/.    = .\█/.
_| |_     ♥ _||_
...................
(¯`v´¯)
`•.¸.•´

 

 
 

اینـــ که نامشـــ زندگیستــــ

منـــ را کشتـــ !

مانده امـــ ...

آنـــکه نامشـــ مرگـــ استـــ با منـــ چه می کند؟



بهمن 1393 آذر 1393 مرداد 1393 تیر 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید,دانلود اهنگ

دریافت کد :: صداياب