|
Romans |
||||||||
|
گاهي دلم براي شيطان مي سوزد
که اينقدر صادق بود
دروغ نگفت، تظاهر نکرد
حتي به قيمت اخراجش از بهشت و مقام فرشتگي
![]() پنجشنبه 13 مهر 1391 :: 21:48 :: نويسنده : too123
مغرورانه اشك ریختیم چه مغرورانه سكوت كردیم پنجشنبه 13 مهر 1391 :: 21:47 :: نويسنده : too123
پنجشنبه 13 مهر 1391 :: 21:47 :: نويسنده : too123
بگی نگی این روزا بــازم خیـــلی دلــــم تنـــگه بــــرات بدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات بگی نگی چند وقته که دلتنگیام زیاد شده باز هوای تو رو دارم بهونه هام خیلی شده بخوای نخوای دوست دارم بیای نیای منتظرم بگی نگی دق میکنم اگه تو تنهام بذاری کاشکی تو گرمای نگات بغض یخیمو بشکنم حس بکنم که عاشقم شاید که باورت کنم تو لحظه های خستگیم سر روی شونت بذارم تو اوج بی کسیم نیای به گریه عادت میکنم
پنجشنبه 13 مهر 1391 :: 21:45 :: نويسنده : too123
تو را دوست دارم ! نگاهت را ، کلامت را و آغوش مهربانت را
تو را دوست دارم به اندازه تمام رنگهاي زيباي دنيا نه کم است به
اندازه تمام زيباييهاي دنيا نه باز هم کم است تو را به : اندازه تمام
دنيا دوست دارم من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم ، در
هر نفسم عطرت را حس کردم و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را
زندگي کردم ديگر در پس کوچه هاي خاطراتت جستويم نکن ،
مرا نخواهي يافت که من در تو محو شدم و چه درآميختن زيبايي
![]() یکی یکی آهنگ ها را گوش مینهم!
پنجشنبه 13 مهر 1391 :: 21:37 :: نويسنده : too123
تو مرا مي فهمي من تو را مي خواهم و همين ساده ترين قصه يك انسان است تو مرا مي خواني من تورا ناب ترين شعر زمان مي دانم وتو هم ميداني تا ابد در دل من مهماني...
پيوندها نويسندگان |
||||||||
|
|
||||||||