|
Romans |
|||
|
عشق چیست؟ اگرخنده است چرامی گریم؟ اگرگریه است چرامی خندم؟ اگرعشق است چرابه آن نمیرسم؟ اگرعشق نیست چراعاشقم؟ اگرمرگ است چرازنده ام؟ اگرجاویداست چراروزی صدبارمیمیرم؟ سهشنبه 11 مهر 1391 :: 21:25 :: نويسنده : too123
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی
سهشنبه 11 مهر 1391 :: 21:24 :: نويسنده : too123
عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم. تو باش تا در دنیای بزرگ تنهاییم تنها ترین باشی
کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد باور ندارد ندارد!!!!!!
با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .
میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت میشوند، مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن من خسته گرد عالم،درمان ز کس ندیدم تا درد عشق دیدم درمان من گرفته بشکن طلسم صورت ، بگشای چشم سیرت تا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته اینجا کسی است پنهان ،همچون خیال در دل اما فروغ رویش ارکان من گرفته یاران دل شکسته، بر صدر دل نشسته مستان و می پرستان میدان من گرفته
روزگار ، دل ها سوزاند و داغ های بسیار زد.... و از آنجا که مرا دیگر با قلبم کاری نیست.... استخوانم را سوزاند!
مرا به دردهایم واگذار ، یادگاری های تو هستند و دوستشان دارم تنها یادگار من نزد تو ، قلب و احساسم هستند . مواظبشون باش
سهشنبه 11 مهر 1391 :: 21:04 :: نويسنده : too123
مخاطب خاص
پيوندها نويسندگان |
|||
|
|