|
Romans |
|||
|
سهشنبه 11 مهر 1391 :: 20:13 :: نويسنده : too123
یکی در به در دیدن توست یکی در حسرت بوسیدن توست ولی من ساده وبی ادعایم تمام هستی من خندیدن توست
بوسه جادویی است که طبیعت ساخته تا سدی باشد در برابر حرفهای تمام نشدنی. اینگرید برگمن
وقتی آغوشت را برای کسی باز می کنی مطمئن باش مثل بومرنگ به تو باز می گردد.
هر لبخندی نشات گرفته از لبخندی دیگر است. پس بخند تا دیگری نیز بخندد.
عشق واقعی تو را کور می کند اما اگر به او اجازه دهی چشمهای تو را باز خواهد کرد.
شاید برای دنیا یک نفر باشی. اما برای یک نفر همه دنیاشی.
اونی که دوستش داشتم خیلی باگذشت بود حتی از من هم گذشت
چوپان قصه ما دروغ گو نبود اوتنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سر میداد افسوس که کسی تنها اس را درک نکرد وهمه در پی گرگ بودن در این میان فقط گرگ بود که فهمید چوپان قصه ما تنهاست.
سهشنبه 11 مهر 1391 :: 19:58 :: نويسنده : too123
می نویسم دوستت دارم نگو که تکراری ایست شاید روزی برسد که نباشم تا تکرارش کنم!!!!
عاشقانه دوستت خواهم داشت بی آن که بخواهم دوستم داشته باشی و عاشقانه در غمت خواهم مرد بی آن که بخواهم در مرگم اشک بریزی......
یادم باشد آنهایی که به جای فریاد زدن سکوت میکنن یک روز به جای اینکه صبرکنن در را باز میکنن ومیروند!!!!!!
![]() هروقت دل کسی رو شکستی
روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چقدر دل شکستی هروقت دلشان را به دست اوردی میخی را از روی دیوار بکن تا ببینی چقدر دل به دست اوردی اما چه فایده...؟؟ که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند
شایدآن روزكه سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی بایدكرد پيوندها نويسندگان |
|||
|
|