Romans
 
Romans
 
 
جمعه 12 آبان 1391 :: 09:58 ::  نويسنده : too123

کاریکاتور ایرانسل,کاریکاتور,کاریکاتور شرکت ایرانسل

 

کاریکاتور ایرانسل,کاریکاتور,کاریکاتور شرکت ایرانسل



جمعه 12 آبان 1391 :: 09:49 ::  نويسنده : too123

داستان تلفن های من به ماری!

 

قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می‌ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم ...

 



ادامه مطلب ...


جمعه 12 آبان 1391 :: 09:36 ::  نويسنده : too123

رفت.... 

بی آنکه مرا به خدا بسپارد....

نمیدانم، خدا را فراموش کرد یا مرا ؟؟؟؟؟

 


 


 



جمعه 12 آبان 1391 :: 09:26 ::  نويسنده : too123

واقعا زیباست - دست بر شانه پسر

 

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید: تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟پسر جواب داد: من

میزنم پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید

با ناراحتی از کنار پسر رد شد

بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود.

پسرم من میزنم یا تو؟

این بار پسر جواب داد شما میزنی.

پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟

پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی...



جمعه 12 آبان 1391 :: 09:15 ::  نويسنده : too123



جمعه 12 آبان 1391 :: 09:11 ::  نويسنده : too123



یکشنبه 07 آبان 1391 :: 12:03 ::  نويسنده : too123

رای تو زندگی می کنم، به عشق تو زنده هستم، اگر نباشی دیگر نیستم
 تویی که بودنت به من همه چیز می دهد، هر جا بروی دلم به دنبال تو می رود…
عشق تو، حضور تو، به من نفس می دهد هوای بودنت
این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم
نه به انتظار شکستم، نه منتظر کسی دیگر هستم
تو در قلبمی و تنها نیستی، تو مال منی و همه زندگی ام هستی…

 

همین که احساس کنم تو را دارم ، قلبم تند تند می تپد ،
به عشق تو میگذرد روزهای زندگی ام…
به عشق تو می تابد خورشید زندگی ام ،
به عشق تو آن پرنده میخواند آواز زندگی ام
و این است آغاز زندگی ام ، گذشته ها گذشته ، با تو آغاز کردم و با تو می میرم….
به هوای تو آمدن در این هوای عاشقانه چه دلنشین است ،
به هوای تو دلتنگ شدن و اشک ریختن کار همیشگی من است
بودنم به عشق بودن تو است ، اگر اینجا نشسته ام به عشق این انتظار است
در انتظار توام ، تا فردا ، تا هر زمان که بخواهی چشم به راه آمدن توام
خسته نمی شود چشمهایم از این انتظار ، می مانم و می مانم از این خزان تا پایان بهار
تا تو بیایی و او که به انتظارش نشستم را ببینم،
تا چشمهایت را ببینم و دنیای زیبایم را در آغوش بگیرم
نمی توان از تو گذشت، به خدا نمی توان چشم بر روی چشمهایت بست ،
بگذار تو را ببینم ، تا آخرین لحظه ، تا آخرین حد نفسهایم….
نمیگویم که مرا تنها نگذار ، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمی مانم ، نمی گویم همیشه بمان ،
 تا زمانی که هستی من نیز می مانم ، اگر روزی بروی ، دنیا را زیر پا می گذارم ،
نمی گویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست آنگاه که تو همان قلبمی…
قلبی که تنها تپش هایش برای تو است،
زنده ماندن من به شرط تپش های این قلب نیست، به عشق بودن تو


 



یکشنبه 07 آبان 1391 :: 12:01 ::  نويسنده : too123


 



یکشنبه 07 آبان 1391 :: 12:00 ::  نويسنده : too123


 



یکشنبه 07 آبان 1391 :: 12:00 ::  نويسنده : too123


 

 

 

 

نمی دانی چه دلتنگم


 چه بی تابم


 چه غمگینم چه تنهایم


 تو را هر شب صدا کردم


 نمی بینی نمی خوابم 
 

 بیا تا باورت گردد


 که بی تو کمتر از خاکم


 ولی با تو به افلاکم


 بیا با آرزوهایم


  بسازم خانه ای در دل


 سراغم را نمی گیری


  مگر بیگانه ای با دل؟



بهمن 1393 آذر 1393 مرداد 1393 تیر 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید,دانلود اهنگ

دریافت کد :: صداياب