|
Romans |
|||||||||||||
|
امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود دلش آغوش گرم میخواهد
یکشنبه 07 آبان 1391 :: 11:57 :: نويسنده : too123
در سکوت دادگاه سرنوشت عشق بر ما حکم سنگینی نوشت گفته شد دلداده ها از هم جدا وای بر این حکم و قانون زشت
کاش کنارم بودی... کاش میان منو تو این همه فاصله نبود. کاش گرفتن دستهایت برایم رویا نبود. کاش این همه دوری بین ما جایی نداشت. کاش نبایدمنت لحظه هارا در انتظارت بکشم. کاش هروقت دلم میگرفت میتوانستم سرم رابر روی شانه هایت بگذارم. کاش شیرین فرهادرا،لیلی مجنون را....تنها نمیگذاشت که حالا تمام این کاش ها شود آرزو ی دل عشاق یکشنبه 07 آبان 1391 :: 11:55 :: نويسنده : too123
یکشنبه 07 آبان 1391 :: 11:52 :: نويسنده : too123
تنم به لرزه می افتد ؛
دوستت دارم چون که یاری ام میکنی تا از این سیلاب زندگی به راحتی عبور کنم و خودم را در دشت آرزوهایم همراه با تو ببینم دوستت دارم چون با اطمینان و اعتماد کلید قلبت را به من دادی دوستت دارم بیشتر از آنچه که تصور می کنی دوستت دارم چون دوستت دارم
قطاری بسوی خدا می رفت و همه مردم سوار شدند اما وقتی به بهشت رسیدند ، همه پیاده شدند و فراموش کردند که مقصد خدا بود نه بهشت
یکشنبه 07 آبان 1391 :: 11:47 :: نويسنده : too123
یکشنبه 07 آبان 1391 :: 11:47 :: نويسنده : too123
وقتی که دنیا دود شد شاید فراموشت کنم کاشانه ام نابـــــود شد شاید فراموشت کنم آسان ز دستم داده ای باشد به این هم راضیم وقتی که اشکم رود شد شاید فراموشت کنم هرگز ز دستت این چنین سیلی به احساسم نخورد باشد بزن بدتر بزن اما به دســـــــــتانت قسم وقتی که تارم پود شد شاید فراموشت کنم خدارحمت کنه دوست عزیزم یکشنبه 07 آبان 1391 :: 11:44 :: نويسنده : too123
پيوندها نويسندگان |
|||||||||||||
|
|
|||||||||||||