|
Romans |
|||
![]() بعضی وقت ها چیزی مینویسی فقط برای یک نفر امـــــــــــــــــا
دلت میگیرد وقتی یادت می افتد که هر کسی ممکن است بخواند
جز آن یـــــــــــــــــک نفـــــــــــــــــر چشمانت رازِ آتش است. و عشقت پیروزیِ آدمیست هنگامی که به جنگِ تقدیر میشتابد. و آغوشت اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مردن و گریزِ از شهر که با هزار انگشت به وقاحت پاکیِ آسمان را متهم میکند.
عشق برای من مثل اکسیژن میمونه وقتی نباشه نمیتونم نفس بکشم عشقم مثل اکسیژن میمونه اگه نباشه نمیتونم نفس بکشم خدایا اکسیژنمو ازم نگــــــــیر!!
به کجای آسمان غرورت نگاه میکنی که اینگونه تورا کور کرده است!!!!!!!
پنجشنبه 20 مهر 1391 :: 12:54 :: نويسنده : too123
اونی که الان مال شماست هلاک ما بود...
در حد ما نبود پاسش دادیم به شما...مبارکتون باشه...
بدون من هوا سرده الان گرمی نمیفهمی
پنجشنبه 20 مهر 1391 :: 12:47 :: نويسنده : too123
اوني كه عاشقش بودم حالا ديگه يه نامرده نگاه بكن تو چشمامو ببين با من چه ها كرده اوني كه صادقانه من دلو كردم تقديمش بهارمو چقد ساده در آورد ازتو تقويمش
ديگه عاشقي ممنوعه اينه قانون اين دنيا به هر كي دل بدي يك روز ميره ميزاردت تنها به هر كي دل دادم يك روز دلو انداخت به زير پاش نميدونم چقد ساده يه روز افتاد به كي چشماش نميگم تقصير اونه اينا به دست روزگاره به پاي اين ساده كه هر كسي رو دوس داره تو بودي همدمم يك روز ولي حالا ديگه تنهام شدن همدم من تنها همين چند قطره ي اشكام
دین راهگشا بود و تو گمگشتۀ دینی زندون واسم بهشته وقتی خونت گردنمه زندون چه جای خوبی واسه شادی کردنمه ترسی از اعدام ندارم وقتی گه قاتل تو ام دلم خنک شد واسه اون که میگفت عاشق تو ام آخرش دیدی گرفتم انتقاممو من ازاون کاری کردم که بدونه که نمیگذرم من آسون لیاقتت همین بودش که خونتو بریز م آخه خیلی سخت بود برام به اون گفتی عزیزم دشمن جون من شدی قاتل عشق اون شدم خدا برش گرون اونو خدا من پشیمون شدم پيوندها نويسندگان |
|||
|
|